کاش مرگ بی مرگی آسان بود
کاش ترک بی برگی آسان بود
کاش نیش زدن زنبور زرد نبود
کاش هرجه تلخ ، عسل بود
کاش غم می زایید هربهار
کودک نو شکفته از هزار
کاش شادی نبود مرگ بود
کاش قطره ای اشک جای تگرگ بود
کاش موج نبود دریا آبش از تگرگ بود
کاش قصه ی غصه هایم روی برگ بود
آمدن بود اما بی مرگ بود
رفتن داشت کاش بی برگ بود
ساختن دنیا را اشک بود
کاش پری قصه هایم بی مرگ بود


 

نوشته شده توسط موج در جمعه سی ام مرداد 1388 ساعت 11:5 موضوع | لینک ثابت