عیدی امسال را گرفتم با رفتنش ؛
دشت کردم غصه هایش ،
که سازم خاطره هایش را نقش در قصه هایم ؛
دریا را رام کشتی نا آرامش می سازم ،
و موج را از او دور ، تا تلو تلوی تلأ لوء نگاهش را گیرم
و صاف چون اشک چشمانش سازم ،
چون ناخدا اوست شوم جاشوی عرشه اش ،
و روبم هر صبح تاریکی ها را از سپیده ،
و گیرم شاه ماهی های اقیانوس ها را کشانم به برش ،
و سازم غذایی از دل گل سنگ های صخره های مغرب
و سبزه ها و خزه های دوردست مشرق
آندم که پا بر عرشه ی کشتی اقیانوسها نهد
عروس دریایی رخ خود را در نقاب کشد
ستاره اش زانو زده و نقب در پرده ها زند
منجمله موج و دریا را هول بوسه بر پاهایش
و سر خوردن در گوشه ی آن نگاهش
دست کشیدن بر گیسوان و لمس بازوانش
و بوئیدن عطر و عنبر صدایش
و بریدن ز دنیا و تمام متعلقاتش
اینها را گفتیم در خیالی خام که خواهد خام ماند و خشکد در انبان خاطره ها و رویاهای نایافته و نیافتنی ،
و شود عقده ای دیدن دنیای نگاهش و لمس صدایش و این عقده کاش زود غده گردد و گیرد حلقه نفس را که دم برآوردن بی او بس بیهوده است و بی اراده .
تنها خواهش این تن تنها را به جا آر و خوش باش و خوش وقت و بخت ، که شاید اینگونه ، دل را آرام سازیم که بی ما به از با ما بوده است ، که شاید با ما اینگونه نبوده است .
و در دل را همواره باز از برای آن یار سازم که ما را همراه نخواست ، ندانست و ... ولی این دل که بی دلش ساختی تنها در گرو توست و توانی که بازش یابی در هرسو که چشمی باشد ، عشقی باشد ، امیدی باشد .
در هر گوشه از این دنیای نامرد پرور مرد کش ، در این دنیای خشک ، در این دنیای بی آب و پر کویر ، که دارد سراب ها بسیار و یارهای مهربان نما بی شمار ؛
بدان که هر جا پا نهی سر آنجاست ، همیشه این چشم و دل دریا و موج ها آنجا باشد فرش زیر پایت ، تا که نرم سازی آن را ، تا که آن سازی آنرا که می خواهد ، تا شاید روزی باز دست گیریم دستانمان را گره زده در هم ، شانه هامان را برای گریه کردن با هم ؛
و قدم ها را در کفش های هم ، و جا پا هایمان یکی و گرد روزگار یکی .
قلب هامان یکی ؛ و یکی یکی ، یک ها را یکه و یک سازیم که دیگر کس نماند جز ما ، که دیگر من نماند با تو ، و با شد تنها ما .
و دریا را سکوی پرواز با بالهای پری دریایی و موج را با هوا یار سازیم برای رهایی ، تا نباشد جدایی .
کجاست وقت رهایی؟چیست طعم جدایی ؟
نوشته شده توسط موج در شنبه هشتم فروردین 1388 ساعت 13:16 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

دریا زیباست ، دریا تنهاست و تنهایی دریاست ؛ وزیباترین چیز در زندگی من تنهایی و دریاست ؛ چراکه اوج تنهایی را در دریا و اوج زیبایی دریا را در تنها بودنش یافتم ؛ ما هر دو تنهاییم
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY