تبليغاتX
 دریای تنهایی

سراب عشق

آمدم اما بی دل ، بی تو ، بی خود ، بی جان
دلکم نمی دانم چه می دانی از این دنیا
که می خواهی بمانی بی من و تنها
ا ی خدا ، خدای ما و تنهایی ،
خدای دریا و پری دریایی
چرا اینگونه چرخ زمان
چرا اینگونه گذشت این زمان
بار الها برسانش به شادی ، به عشق و شادکامی
تا رسم به آرامش و مهر و تو خواهی
پروردگارا ، کجاست مرز خوشبختی ،
 کجا نهادی خط بی مرزی ، که رسانیم یکدیگر بدانجا ،
که نمانیم اینطور تنها ، که نخوریم غمها
دگر ندارم اشکی برای گریه ، که خشکیده ابر گریه
چگونه الان حالش ، چگونه است احوالش
نداد جوابی به پرسشم ، نداد پاسخ به خواهشم
نباشد دل بی دلدار پیدا ، نباشد امید از پس فردا
ای دل ای امید تا به کجا
این عشق نومید من به کجا
کردم دل بهر حضورت
گشتم خالص و سرگشته و مهجورت
بردی امید دوستی را به سراب
گذاشتی زخم خار و درخت خشکیده و توبه ی آب


 

نوشته شده توسط موج در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 19:56 موضوع | لینک ثابت


نامه نه خاطره

 


 به نام لحظه های با تو بودن
امروز می نویسم یرای فردا ، برای تو ، برای آینده ، برای ....
امروز نامه می نویسم نه خاطره
امروز از تو می نویسم ای زیبا کره
ای انگبین و شهد آلود ، ای پری
یک دنیا آرزو دارم ، تا ازم دل بری
سلام بر حباب های ترکیده و از هم پکیده
سلام بر پرده های از هم دریده
سلام به پاکی ، به صداقت
به آنچه باید دید از نجابت
سلام به قرآن  و صوت زیبای قاری آن
سلام به یوسف و زلبخای زمان
ندارم امروز رهایی ز غم که ندارد جدایی ز من
چه زود خاطری ای زمان
چه زود فراموشی هر زمان ،
به آنچه نداری دگر دست به آن
نکشم کنار پا را ، نذارم جدا دست یا را
که دل دادم به برش ، سر خواهم ز سرش
آنگاه دست خسته ی دل را در گرو انگشتان کشیده و نازش آرام سازم
 و قدمها را در کنار پاهایش استوار

و پر کشیم بی بال به سوی سرزمینهای دور به

سوی آسمان،
به سوی خدا
و ماند گردمان بر آسمان ، رنگارنگ ، از هفت رنگ ،

از هفت شهر عشق ،  همچو

رنگین کمان


 

نوشته شده توسط موج در جمعه ششم شهریور 1388 ساعت 19:38 موضوع | لینک ثابت


دریاب

مرا درياب ، مرا زينگونه عاشق بودن
مرا زين عمر رفته
مرا زين آب رفته
مرا زين عشق مرده
مرا در فرشي کهنه
مرا زين خاک غربت
مرا در عشق مردن
مرا بي غصه درياب
درين سراي مرده و تنگ
جدا از هرچه نيرنگ
درياب
مرا درياب


 

نوشته شده توسط موج در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 16:48 موضوع | لینک ثابت


آخرین گفته های ............

حقيقت زندگي يک چيز است ،
و آن روياي دوست داشتن
دلم روياي عشقت داشت
 ولي دوست نمي داشتت


 

نوشته شده توسط موج در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 9:45 موضوع | لینک ثابت


آه خدایا ...

آ خدايا ...
تنهاييم را ببين ، درد کشيدن و رنج غصه هايم راببين
چاره خواهم ز درگاهت هر بهار ، گر شماري رسد تا به هزار
ملتمس و سينه سوزم در فراغش
از تو خواهم که باشم در کنارش
تنها يک دم تا که بوسم کف پايش
به اشک چشم و خرم آن ناز و ادايش
اي بزرگ ، اي کريم ، اي رحيم ،
تا به کي اين ره را تنها رويم
هرچه باشد مسلهت خوش پذيريم
شکوه داريم اما آن را هم پذيريم
گر که گويي عشق را دوري پذير
ناز و عشوه کم کن، غم برگزين
لال گردد زبان و حرف پذيرد
دل رود زين معبد و کنجي گزيند
تا که ره هموار و دل استوار
که تو خواهي و خواهاني و قادر ، متعال
که تو هستي ياري رسان و منجي عاشقان
هر چه داريم از اين دل و ديده هست از برايت
هيچ جز عبد و شکر معبود نباشد از برايت
گر مناجات دل سوداي عاشقي است
گر تمام وجود و تن تنها عاشقي است
اين تو خواهي ، که دل دادي به من
اين تو کردي و اوردي سر به سر
که من بنده اي بيش حقيرم
کز مسلهت و خواست تو کي غير پذيرم
پس بده به من آنچه ستاندي


 

نوشته شده توسط موج در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 ساعت 9:40 موضوع | لینک ثابت


غريبه ، آشنا

آشنايي را ديدم ، نشناختمش
گذشتم از کنارش ، دور بود فاصله ها
صدايش را مي شنيدم ، اما بي آوا در سکوت
رهايش کردم ، در آغوشم ماند
صدايش کردم ، رو برنگرداند
نگاهش کردم ،
اما نبود آنچه که من با دستانم
در پي لمس آواي نگاهش ،
در پي گرد پايش
بر کاغذي بي خط و قلمي بي جوهر
مي نگاشتم و انگاشتم که حضور دارد....

حضوري سبز ، آبي ، گرم ، نرم در نگاهش
حضور را شنيدم ، صدايش را ديدم و نگاهش را لمس
حضوري همچو سکوت ، همچو پر کاه
چون شمع در شب تار ، همچو گل لاله
حضوري همچو شب در جاده اي بي انتها
حضوري چون خط سفيد در پس يک نگاه
همچو بوييدن عطر ياس در شامگاه
بود همه ي اينها
اما آنچه که ديدم ، شنيدم و در آغوش کشيدم
نبود جز تنهايي ، به اندازه ي يک دريا

 


 

نوشته شده توسط موج در سه شنبه سوم شهریور 1388 ساعت 23:0 موضوع | لینک ثابت


report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting  دریای تنهایی

RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM


Alerm Clock

your system clock is:

step1:when you want the clock is ringing? select hour: select minute:

step2:browse your sound file:

step3:
if you minimize this window you can't hear any sound.

report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting  دریای تنهایی

RSS

POWERED BY

BLOGFA.COM


Alerm Clock

your system clock is:

step1:when you want the clock is ringing? select hour: select minute:

step2:browse your sound file:

step3:
if you minimize this window you can't hear any sound.

report phishing report abuse This page is hosted by XM.COM - Free Web Hosting