شب هجران تو شب وصال من ،

شب بودن تو شب نبودن من ،

شب دیدار تو شب کوری من،

شب با تو بودن شب نیستی من؛

 آه... چه شبی است آن شب.

چه شبی است آن روز که تو طالعش بودی ،

 چه روزی بود آن آن شب که تو مغربش بودی ؛

 هجران ، وصال ، هستی ، نیستی ، بودن و نبودن

تنها تو بودی و بس ،

 ای تمام هست و نیستم با تو هستم بی تو نیستم ،

با تو یک دنیا بی تو پوچ و بی معنا ،

طره ی گیسویت گل و ریحان خنده هایت نرگس مستان ،

الهی او را به من ، من را به او برسان ،

یا جان را از این روح خسته بستان،


 

نوشته شده توسط موج در سه شنبه دهم دی 1387 ساعت 9:29 موضوع | لینک ثابت